هوس کردهام بچه بشوم و برای لباسهای عیدی که قرار است بخرم، ذوق کنم. بروم عید دیدنی و عیدی بگیرم، بروم خانه مادربزرگ و همه دور هم جمع شویم و فارغ از هر چیزی که دورمان میگذرد، با هم باشیم و بخندیم. بعد هم با دلهای آکنده از شادی از هم جدا شویم و شب با گریه بخوابم که چرا زود شب شد و همه رفتند و تنها شدم...
راستش، هیچچیز مثل قبل دیگر قشنگ نیست؛ حتی آدمها.
دلم تنگ وقتی است که خسته از مدرسه میآمدم و سریع تلویزیون را روشن میکردم تا برنامه رنگینکمان را ببینم و با آهنگش بخوانم. دلم برای روزهایی تنگ است که ذوق دیدن برنامههای عمو پورنگ و فیتیلههای روزهای جمعه را داشتم 🥹💔
کاش زمان همانجا میایستاد.
دلم نمیخواهد بزرگ شوم.
آرزوهای محال دارم و نمیتوانم جز حسرت ایام گذشته، کاری کنم. دنیا، آدمها، همه بیرحم شدهاند.
این دنیا واقعاً دیگر به درد نمیخورد.🖤
تکنولوژی به چه دردی میخورد وقتی نمیتوانیم آن خانههای قدیمی را داشته باشیم و دورهمیهای هر هفته و بازیهای دستهجمعی را تجربه کنیم؟
تکنولوژی که ما ساختهایم، آنقدر که ضرر زده، سودی به ما و زمینی که در آن زندگی میکنیم، نداده. هیچچیز نه تنها مثل قبل نمیشود، بلکه دارد بدتر میشود...
این دنیا را نمیخواهم. دنیای خوشی کودکیام را میخواهم. هرچه بود، این خوبی را داشت که با دلم زندگی میکردم ، خیلی چیزها را درک نمیکردم و این باعث شاد بودنم بود. دلم نمیخواهد با بزرگتر شدن، پیر شدن آدمهایی که دوستشان دارم را ببینم و از دستشان بدهم. زندگی همین است، اما هنوز نمیتوانم با آن کنار بیایم🥲
کاش آدمهای خوبی حداقل برای همدیگر بودیم. این دنیا به آدمهای خوب احتیاج دارد و حیف که اکثر آدمها این موضوع را فراموش کردهاند. دلم پر است از حرفهایی که نمیدانم چطور بیانشان کنم. هرچقدر هم که حرف بزنم، باز هم تمام نمیشود🥴
دنیایی ساختهایم که همه از شکستهای یکدیگر خوشحال میشوند و نه از موفقیتها. دنیایی ساختهایم که هیچکس در آن خوشحال نیست. چرا اینطور شدیم؟
آهای کسی که داری این را میخوانی! خودت هم میدانی که ممکن است در حق کسی بدی کرده باشی. حتی اگر روزی او تو را ببخشد، کارما گریبانت را میگیرد؛ چه به این امر اعتقاد داشته باشی، چه نداشته باشی. نمیگویم من نکردم، اما حداقل از این بابت خوشحالم که سعی کردهام دلی را شاد کنم تا برنجانم ☘️
اگر جایی هم رنجاندم بیشتر از آن شخص رنجیدهام و خودخوری کردهام و در نهایت بخاطر خجالتی که داشتم از خود خدا طلب بخشش کردهام...
کاش همه چیز مثل قبل دوباره تکرار میشد
بیشتر اتفاقاتی که در زندگی ما میافتد، تقصیر خود و اطرافیانمان است و به طریقی زندگی میکنیم که همه را مقصر میدانیم جز خودمان و کاش تغییر کنیم 💫
به قول یکی از اساتیدی که این ترم در کنارشان هستم، توسعه به معنای این نیست که ماشین ، خانه و گوشی لوکس داشته باشی. توسعه باید در فکر و سرت اتفاق بیفتد. تغییر باید در مغز آدمی شکل بگیرد تا دنیا هم تغییر کند. کاش این را بفهمیم💔
درنظرم این دنیا دیگر نیازی به آخر الزمان ندارد. خودمان با دستان خودمان داریم رقمش میزنیم. نسل من و نسلهای بعد از من حق خوب زندگی کردن را دارند. این حق را از ما نگیرید و هرچه کردید را دیگر بر سر ما نیاورید😓
کاری کردهاید که استادهای پا به سن گذاشتهمان از همه شما بابت تمام ناحقیهایی که انجام داده اید و به نسل ما منتقل کردهاید، روبهرویمان تعظیم میکنند و عذرخواهی میکنند🥲
قبول کنید که اگر خودخواه نبودید، دنیا اینی نمیشد که هست🥹