دلنوشته+مطالب علمی و آموختنی | تیر ۱۴۰۵

دلنوشته+مطالب علمی و آموختنی

با عنوانی از مطالبی گوناگون و مفید

درباره من
سلام
من در اینجا دلنوشته هایی به قلم خودم و مطالب علمی گوناگونی را قرار میدهم
امیدوارم که از مطالب این وب خشنود و راضی باشید😇
نويسنده :sonia
تاريخ: دوشنبه یکم تیر ۱۴۰۵ ساعت: 1:50

چند روز پیش فیلمی دیدم که ذهنم را شدیدا درگیر خودش کرد.

بعد از تمام شدنش، بی‌اختیار یاد روزهای مدرسه افتادم؛

روزهایی که نماینده‌ های کلاس لیستی از بدها و خوب ها روی تخته تعیین می‌کردند و براساس معیارهایی از پیش تعیین شده بچه ها را در این لیست دسته بندی می‌کردند.

گاهی بعضی از بچه‌ها تلاش می‌کردند با جلب نظر نماینده یا کمک گرفتن از دیگران، نامشان را در سمت درست آن خط قرار دهند، اما بیشتر وقت‌ها واقعیت خودش را نشان می‌داد. آن روزها این ماجرا برایم فقط یک اتفاق ساده بود، اما امروز احساس می‌کنم معنای عمیق‌تری در دل آن پنهان شده است.🍃

زندگی هم تا حدی شبیه همان لیست کلاس است؛ جایی که ما آدم‌ها را مدام دسته‌بندی می‌کنیم: خوب و بد، موفق و ناموفق، درست و نادرست. اما واقعیت این است که هیچ انسانی کاملاً در یک سمت قرار نمی‌گیرد. هر کدام از ما ترکیبی از انتخاب‌ها، اشتباه‌ها، تجربه‌ها و تغییرها هستیم. با این حال، این به آن معنا نیست که انتخاب‌ها بی‌اثرند. رفتار ما با دیگران و تصمیم‌هایی که هر روز می‌گیریم، آرام‌آرام جایگاه ما را در نگاه دیگران و حتی در نگاه خودمان شکل می‌دهد.💫

گاهی بعضی افراد تلاش می‌کنند با پارتی‌بازی، ظاهرسازی یا تکیه بر دیگران، خودشان را در جایگاهی قرار دهند که واقعاً متعلق به آن‌ها نیست؛ درست شبیه دانش‌آموزی که می‌خواهد نامش بدون شایستگی در سمت دیگر خط نوشته شود. اما حقیقت ویژگی عجیبی دارد؛ شاید دیر دیده شود، اما معمولاً پنهان نمی‌ماند.😃

در مقابل، کسانی که جایگاهشان بر پایه تلاش، شخصیت و شایستگی شکل گرفته، نیازی به اثبات مداوم خود ندارند. آنچه به دست آورده‌اند ریشه دارد، و ریشه‌ها معمولاً از ظاهرها ماندگارترند.🧚🏻‍♀️ دنیا همیشه عادلانه به نظر نمی‌رسد. گاهی آدم‌های خوب آسیب می‌بینند و گاهی آدم‌های نادرست برای مدتی موفق به نظر می‌رسند. اما این واقعیت چیزی از ارزش انتخاب‌های ما کم نمی‌کند.

گاهی مهم‌ترین نتیجه یک انتخاب درست، تبدیل شدن به انسانی است که می‌خواهیم باشیم.

شاید بزرگ‌ترین درس در مدرسه همین بود که:

در پایان هر کلاس، تخته پاک می‌شد. نام‌ها از بین می‌رفتند، خط وسط محو می‌شد و همه دوباره کنار هم می‌نشستند.

همان‌جا بود که می‌شد فهمید خیلی از مرزهایی که جدی می‌گرفتیم، ماندگار نبودند.🕊

و شاید زندگی هم چیزی شبیه همان لحظه‌ی پاک شدن تخته باشد؛ جایی که مرزها کم‌رنگ می‌شوند و آنچه باقی می‌ماند، خودِ انسان‌ها هستند.💞

پس در نتیجه نباید فراموش کنیم که ما، با تمام تفاوت‌هایمان، در نهایت همه در یک قایق هستیم 👥️🛳

+ جمله آخر برگرفته از دیالوگ یک فیلم بود 😉

موضوع: دلنوشته 💕 ,
ابزارک هاي وبلاگ
قالب وبلاگ

 RSS