دلنوشته+مطالب علمی و آموختنی | مهر ۱۴۰۲

دلنوشته+مطالب علمی و آموختنی

با عنوانی از مطالبی گوناگون و مفید

درباره من
سلام
من در اینجا دلنوشته هایی به قلم خودم و مطالب علمی گوناگونی را قرار میدهم
امیدوارم که از مطالب این وب خشنود و راضی باشید😇
نويسنده :sonia
تاريخ: شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ ساعت: 22:12

🏔

در فرهنگنامه کوهنوردی به آدمهایی که با همدیگر کوهنوردی می کنند می گویند:

* همنورد *

چه واژه قشنگی 🥰

همنورد، یعنی تمام پستی ها و بلندی ها و فراز و نشیب ها را در کنار هم درنوردیدن ، پشت و پناه هم بودن ، کنار هم و پا به پای هم راه رفتن ، در رابطه با دیگران تعصب نداشتن و تبعيض قائل نشدن ، در سخت ترین مسیرها و دشوارترین گردنه ها هوای هم را داشتن و تمام دار و ندار خود را با دیگران قسمت کردن.

همنوردها رفتارهای ویژه ای دارند که رویای تمام کسانی است که می خواهند با همدیگر و در کنار هم زندگی کنند

آنها همیشه حواس شان هست که :

یکی تندتر از دیگران حرکت نکند ،

حواس شان هست که کسی از دیگری جا نماند ،

حواس شان هست که در مسیرهای سخت یکی سقوط نکند ،

در سنگلاخ ها یکی لیز نخورد ،

حواس شان هست که یکی کم نیاورد ،

که یکی فشارش نیفتد ،

که یکی کم و کسر نداشته باشد.

همنوردی صرفا هم تیمی بودن در یک رشته ورزشی نیست ،

یک معرفت است ،

یک سبک زندگی است:

همنوردی با هم بودن در عین احترام به فردیتهای همدیگر است ، پشت و پناه هم بودن بدون منت گذاشتن است ، همراه بودن بدون تملک و تصاحب است ، عشق ورزی، مهربانی و همدلی بدون توجه به جنسیت افراد است.

چه خوب می شد اگر آدم ها به جای هموطن بودن ، هم مذهب بودن ، هم نژاد بودن ، همجنس بودن و هم "سر" بودن ، همنورد هم بودند در فراز و نشیب های زندگی

یه همنورد که همیشه حواسش باشه برای نیفتادنمون ، برای رسیدنمون تا قله ، برای اوج گرفتنمون ،

چه خوب می شد اگر ما هم برای دیگران چنین همراهانی بودیم!

چه خوب می شد اگر آدمها

همنورد هم بودند...

29 مهر ماه، روز کوهنورد با کمی تاخیر گرامی باد 🌹

این روز رو به خودم و به تمامی کوهنوردان عزیز تبریک عرض می نمایم 🌟

🏔

نويسنده :sonia
تاريخ: یکشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت: 20:16

سلاممم🙋‍♀️

اومدم یه انیمیشن خاص با داستانی خاص و زیبارو بهتون معرفی کنم🧚‍♀

انمیشن Elemental که ساخت کشور آمریکا در سال 2023 است ، به نظرم یکی از زیباترین صحنه ها و کاراکتر هارو داشت 🥰

حالا چرا ؟!!

چون از تمامی عناصر در آن استفاده شده بود ،

نظیر : آب ، خاک ، آتش و باد که هر کدام از آنها به نوبه خود در این انمیشن نقش آفرینی زیبایی داشتند 😇

و کارگردان توانسته بود به صورت عمیقی به درون این عناصر برود و از هر کدام شخصیت و کارکتری خاص بسازد و بتواند در کنار آن درس های خوبی به بیننده اش بدهد 😃

خب این ها همه یک مقدمه ای بود برای اینکه بریم سر اصل مطلب 👇

داستان درباره دختری به نام اَمبِر است که نقش آتش را دارد و به وسیله عصبانیتش و اتفاقاتی که در مغازه پدرش می‌افتد با شهردار شهر *وید* که نقش عنصر آب را دارد روبرو می‌شود

شاید تا به حال در زندگی واقعی دیده باشید که وقتی دو نفر همدیگر را دوست دارند ، دیگران گمان می‌کنند که آنها با هم سازگاری ندارند و یا به عبارتی دیگر ، به درد همدیگر نمی‌ خورند

در این داستان هم ، آب و آتش عاشق هم می‌شوند و همین گمان را پدر و مادر آتش دارند

اما با اتفاقاتی که در شهر آتش رخ می‌دهد، این گمان از روی آن ها برداشته می‌شود .

حالا چگونه؟

آن را خودتان با دیدنش متوجه می‌شوید😉

و این تیکه را به این دلیل برای معرفی انتخاب کردم چون در نظرم مهم ترین و شاید بهترین سکانس های فیلم به خوبی در این دو نفر به نمایش گذاشته شده بود ✨️

به شخصه میتوانم بگویم آنقدر این انمیشن را دوست داشتم که بیش از سه بار آن را دیدم و بازهم اگر موقعیتی پیش بیاید آن را خواهم دید 😃

درکل در انمیشن های خارجی نه تنها بصورتی عمیق و زیبا به آن پرداخته می‌شود بلکه در هرکدام از آنها ، بیننده درس های زیادی می‌تواند از آنها بیاموزد 🤍

‌امیدوارم در اوقات فراغتی که دارید ، دیدن این انیمیشن را از دست ندهید🌿

نويسنده :sonia
تاريخ: سه شنبه یازدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت: 0:30

فقط اونجا که دکتر شریعتی میگه :

از انسان بودنم شرم دارم !

گاهی می خواهم انسان نباشم ،

گوسفندی باشم پا روی یونجه ها بگذارم اما

دلی را دفن نکنم

گرگی باشم گوسفندها را بدرم اما

بدانم از روی ذات است نه هوس

خفاشی باشم که شبها گردش کنم با چشمهای کور

اما خوابی را پر پر نکنم

کلاغی باشم که قار قار کنم اما

پرهایم را رنگ نکنم که دلی را با دروغ بدست بیاورم ...💞

نويسنده :sonia
تاريخ: دوشنبه دهم مهر ۱۴۰۲ ساعت: 12:5

این گل ها که شبیه به نوزادهای قنداقی هستند،

در سال 1777 در کشور کلمبیا یافت شدند⁨ ،

در طول فرایند شکوفه دادن به شکل نوزادانی با قنداق های سفید در می آید 👶

موضوع: علمی 🌿 ,
نويسنده :sonia
تاريخ: شنبه هشتم مهر ۱۴۰۲ ساعت: 1:4

ذهنم پر از حرفه 😶‍🌫️

همه میگن ناراحت نباش به زندگیت ادامه بده بالاخره روز تو هم میاد ،

فال میگیرم میگه قدر دان زندگیت باش خیلی‌ها حسرت داشتن زندگی تو رو دارن 🫠

آخه چرااا ؟؟ آره زندگی من از روی ظاهر زندگی عالی و خوبیه نه تنها من بلکه خیلی از آدما

ولی آخه چرا باید کسی اصن حسرت زندگی کسی رو داشته باشه😐

خیلی دوست دارم به این آدما بگم شما از زندگی من چی میدونین که بهم امید میدین و حسرت داشتن زندگی منو دارین ؟!!

من از پجگیم تا به الانی که هنوز زندم از بیشتر لحظه هایی که توی زندگیم افتاده ناراحتم

لحظه های خوب داشتم ولی لحظه ی خوبی که بعدش زهر بشه به چه دردی میخوره

خسته شدم از اینکه ادای آدمای خوشحالو درآوردم مبادا کسی بویی از ناراحتیم ببره

اگه تا الانم تونستم دووم بیارم به خاطر آهنگ و کتاب و فیلم و صبریه که دارم وگرنه دنیای آدما خیلی وقته برام بی اهمیت شده🙃

ولی میشه یه خواهشی کنم ؟

میشه وقتی کسیو دوست ندارین ، وقتی مسئولیت یه زندگی رو نمیتونین به دوش بکشین ازدواج نکنین

میشه اگر اختلافی دارین حداقل بچه دار نشین

من دلم برا شما ها نمیسوزه هاااا برا بچه هایی که بی گناه به این دنیا میان و زیر دست شما نابود میشن میسوزه 🥹

دلم میسوزه برا بچه ای که به جای اینکه بچگی کنه باید به خاطر بی مسئولیتی والدینش بزرگی کنه

هر وقت بچه های دست فروش رو میبینم دلم میخواد انقدری پول دار شم که اول به اینا کمک کنم

این بچه ها چه گناهی دارن که وارد یه دنیایی شدن که پر از آدم بیرحمه

کاش اون آدمایی که ادعای فهمیدن و قدرت دارن می‌فهمیدن که شما چه پولدار باشی چه فقیر تهش مسیرت به خدا ختم میشه

اون موقع فقط خودتی 👤

نه خانوادت و نه اموالت ، تا گور باهات نمیان 💔

کاش به جای جمع آوری پول ، به فکر جمع آوری همدلی و مهربانی بودین

کااش...🌿

موضوع: دلنوشته 💕 ,
نويسنده :sonia
تاريخ: پنجشنبه ششم مهر ۱۴۰۲ ساعت: 19:32

روزی می‌رسد که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت می‌شوی.

نه از بدگویی‌های دیگران می‌رنجی و نه دلخوش به حرف‌های عاشقانه‌ی اطرافت.

به آن روز می‌گویند: "پیری".

آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته‌اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد.

این دیگر به چگونه تاکردن زندگی با انسان‌ها دارد.

👤 #گابریل_گارسیا_مارکز

📙 #سفر_بخير_آقاى_رييس‌_جمهور

نويسنده :sonia
تاريخ: سه شنبه چهارم مهر ۱۴۰۲ ساعت: 17:51

وقتی پزشكان به نورمن كازينز گفتند كه به بيماری " آنكيلو اسپونديليتيس " مبتلاست اضافه كردند كه هيچ كمكی نمی توانند به او بكنند و بايد آماده باشد كه بعد از دوره ای درد جانكاه از دنيا برود :(

كازينز اتاقی در يک هتل گرفت و هر فيلم خنده داری را كه می توانست پيدا كند كرايه كرد.

او بارها و بارها نشست و اين فيلم ها را تماشا كرد و از ته دل خنديد. پس از شش ماه خنده درمانی ای كه خودش برای خودش تجويز كرد ، پزشكان در نهايت تعجب دريافتند كه بیماری او كاملا درمان شده و هيچ اثری از آن نيست...!🧚‍♀️

اين نتيجه حيرت انگيز باعث شد تا كازينز كتاب آناتومی يك بيماری را بنويسد و منتشر كند. سپس او پژوهش گسترده ای پيرامون كاركرد آندورفين ها آغاز كرد.

آندورفين ها مواد شيميايي ای هستند كه وقتی می خنديم در مغز آزاد می شوند. آن ها همان تركيب شیمیایی مورفين و هروئین را دارند و ضمن اين كه اثر آرام بخشی روی بدن می گذارند، سيستم ایمنی بدن را تقويت می كنند 🙂

اين امر توضيح می دهد كه چرا آدم های شاد به ندرت بيمار می شوند و خیلی جوان به نظر میرسند در حالی كه کسانی كه مدام گله و شكايت می كنند اغلب اوقات بيمار هستند...!

👤 #جو_ناوارو

📙 #زبان_بدن

ابزارک هاي وبلاگ
قالب وبلاگ

 RSS